الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

72

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) شيخ مفيد در ارشاد روايتى را با سند خود از عبد الله بن مسعود نقل مىكند كه وى گفت : امير المؤمنين و ابو دجانه و سهل بن حنيف در كنار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ثابت قدم ماندند . . . و ابو دجانه و سهل بن حنيف بالاى سر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ايستاده بودند و از او دفاع مىكردند . . . تا اين كه مشركان زياد شدند و امير المؤمنين عليه السّلام به آنها حمله كرد و آنها را پراكنده كرد . سپس به كنار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازگشت و مشركان را كه از ناحيه‌اى هجوم آورده بودند ، مورد حمله قرار داد و آنها را پراكنده كرد . . . تا اين كه چهارده نفر از افرادى كه عقب‌نشينى كرده بودند ، به آنها ملحق شدند كه از جملهء آنها طلحه بن عبيد اللّه و عاصم بن ثابت و . . . بودند و بقيه به بالاى كوه فرار كردند . . . و صيحه‌اى در مدينه پيچيد كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كشته شده است ! به دنبال آن دل‌ها از جا كنده شد و آنهايى كه عقب‌نشينى كرده بودند ، سرگردان شده و به اين طرف و آن طرف مىرفتند . « 1 » ( 2 ) بنابراين صحابه به واسطهء شبيخون عكرمة بن ابى جهل و خالد بن وليد مخزومى شكست خوردند و آن صيحهء باعث شد كه سرگردان شوند و به اين طرف و آن طرف بروند . طبرسى مىگويد : ابليس - لعنة الله - فرياد زد : محمّد كشته شده است در حالى كه رسول الله در آخر سپاه مستقر بود . . . و فرياد ابليس به مدينه هم رسيد و فاطمه با شنيدن اين صدا ، در حالى كه فرياد مىكشيد از منزل خارج شد و هيچ زن هاشمى و قريشى باقى نماند ، مگر اين كه دست خود را بر سر گذاشته و از شهر خارج شد . « 2 » در اينجا وى بين دو امر جمع كرده است : بين صيحه در احد و بين شنيدن آن در مدينه لكن اين صيحه در هنگامى بوده كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در آخر سپاه بوده و قبل از آن مسلمانان شكست خورده بودند . ( 3 ) و در تفسير مجمع البيان مىنويسد : عبد الله بن قميئهء حارثى سنگى را به سوى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پرتاب كرد كه در اثر آن بينى و دندان رباعيه‌اش شكست و رويش پاره شد و حتى جلوتر آمد تا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را به قتل برساند كه مصعب بن عمير جلو او را گرفت و پس از درگيرى ابن قميئه او را به شهادت رساند و به گمان اين كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را كشته است ، بازگشت و فرياد مىكشيد : من محمّد را كشتم ! و صيحه‌زننده‌اى فرياد زد : همانا محمد كشته شد ! گفته مىشود كه آن صيحه‌زننده ابليس - لعنه الله - بوده است و در نتيجه مردم پراكنده شدند ! و پس از آن كه اين خبر ميان مسلمانان شايع شد ، بعضى از آنها گفتند : اى كاش فرستاده‌اى را نزد عبد الله بن أبيّ مىفرستاديم تا براى ما از ابو سفيان امان بگيرد ! و بعضى ديگر نشستند و دست‌هايشان را به گريبان

--> ( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 82 . ( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 177 . ابن شهر آشوب اين خبر را به طور مختصر در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 192 چنين آورده است : ابليس از بالاى كوه احد صيحه زد : همانا محمّد كشته شد : و فاطمه با شنيدن آن جيغ كشيد و دستش را بر سرش نهاد و در حالى كه فرياد مىكشيد از مدينه خارج شد و همين طور هر زن هاشمى و قريشى .